اومبرتو اکو ، نویسنده، منتقد ادبی و نشانه شناس برجسته ایتالیایی، در سال ۱۹۳۲ به دنیا آمد و در سال ۲۰۱۶ درگذشت. او (Umberto Eco) با رمان مشهور خود «نام گل سرخ» که در سال ۱۹۸۰ منتشر شد، به شهرت جهانی دست یافت؛ اثری که درباره کتاب ها و اهمیت آن ها در فرهنگ بشری است. اکو در این کتاب، نشانه شناسی را وارد حوزه داستان نویسی کرد و توانست ژانرهای مختلفی مانند نظریه ادبی، مطالعات قرون وسطی، داستان معمایی و تفسیر کتاب مقدس را به شکلی یکپارچه در کنار هم قرار دهد.
به عنوان یک نشانه شناس، اکو سهم قابل توجهی در توسعه مطالعه نظری نشانه ها و تحلیل پدیده های فرهنگی داشت. کتاب مهم او با عنوان «نظریه نشانه شناسی» که در سال ۱۹۷۶ منتشر شد، به شکل گیری روش شناسی ارتباطات کمک شایانی نمود. در ادامه با انتشارات دیارنامگ جهت بررسی زندگی این شخص بزرگ همراه باشید.
زندگی و تحصیلات اومبرتو اکو

اومبرتواکو در شهر آلساندریا -که به خاطر تولیدکننده کلاه های مشهور بورسالینو شناخته می شود- متولد شد. پدرش جولیُ به عنوان رئیس حسابداری در یک کارخانه آهن فعالیت می کرد و مادرش، جووانا بیسیو، در همان کارخانه به عنوان کارمند اداری مشغول به کار بود. مانند بسیاری از جوانان آن زمان، اکو به لباس فاشیستی خود افتخار می کرد، اما پس از سقوط حکومت موسولینی، با مفاهیمی مانند کثرت گرایی، دموکراسی و آزادی آشنا شد. در سن چهارده سالگی به سازمان جوانان کاتولیک پیوست و چند سال بعد اولین اشعار خود را سرود.
پس از اتمام دوره دبیرستان در مدرسه «لچه و پلانه»، اکو وارد دانشگاه تورین شد و در سال ۱۹۵6 موفق به دریافت مدرک دکترا گردید. استاد او در دانشگاه تورین، لوئیجی پارسون، تأثیر عمیقی بر اندیشه های اکو در زمینه تفسیر و زیبایی شناسی داشت. اکو در سال ۱۹۵۵ نقدی بر کتاب زیبایی شناسی پارسون نوشت که در مجله «لتِره ایتالینه» منتشر شد. یکی از هم دوره ای های اکو، جیانی واتیمو، که یک فلسفه دان و زیبایی شناس برجسته بود، بعدها کرسی استادی زیبایی شناسی دانشگاه تورین را پس از پارسون بر عهده گرفت.
موضوع پایان نامه دکترای اکو درباره فلسفه و تفکر دینی توماس آکویناس بود و با عنوان «مسئله زیبایی شناسی در سنت توماس» ارائه شد. این موضوع در آن زمان بحث برانگیز بود زیرا بسیاری معتقد بودند که آثار آکویناس فاقد هرگونه تأمل زیبایی شناسانه است. اکو که در اوایل دهه ۱۹۵۰ یک روشنفکر کاتولیک فعال بود، بعدها در مصاحبه ای اعلام کرد که پس از تحصیلاتش ایمان دینی خود را از دست داده است.
فعالیت های دانشگاهی و حرفه ای اکو
در فاصله سال های ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۹، اومبرتو اکو در شهر میلان به عنوان ویراستار فرهنگی در سازمان رادیو و تلویزیون ایتالیا (RAI) فعالیت می کرد و همزمان در دانشگاه تورین به تدریس می پرداخت. در سال های ۱۹۵۸ تا ۱۹۵۹ خدمت نظام وظیفه را انجام داد. پس از آن به عنوان استاد دانشگاه در شهرهای میلان (۱۹۶۴ تا ۱۹۶۵) و فلورانس (۱۹۶۵ تا ۱۹۶۹) مشغول به تدریس شد و از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۱ در مؤسسه پلی تکنیک میلان به آموزش پرداخت. در سن ۳۹ سالگی، اکو به عنوان استاد نشانه شناسی در دانشگاه بولونیا، یکی از معتبرترین دانشگاه های شمال ایتالیا، منصوب گردید. همچنین او در دانشگاه های هاروارد و ییل در آمریکا نیز به تدریس پرداخت.
فعالیت ادبی اکو از اواخر دهه ۱۹۵۰ آغاز شد. در این دوره، او ستون نویس مجله «ایل وری» بود و سلسله مقالاتی را تحت عنوان «دفترچه خاطرات کوچک» منتشر می کرد (۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱). او همچنین یکی از بنیان گذاران مجلات «مارکاتره» (۱۹۶۱) و «کوئیندیچی» (۱۹۶۷) بود و عضویت در هیئت تحریریه چندین مجله علمی و فرهنگی از جمله «سمیوتیکا»، «دگره»، «تکست» و «آلفابتا» را بر عهده داشت. اکو به طور منظم در روزنامه ها و مجلات معتبر ایتالیا مقالاتی منتشر می کرد و از دهه ۱۹۷۰ به بعد برای دو گروه مخاطب مختلف می نوشت؛ یکی برای عموم خوانندگان و دیگری برای متخصصان دانشگاهی.
مجموعه مقالات اکو در کتاب هایی همچون «دفترچه خاطرات کوچک» (۱۹۶۳)، «آداب خانه» (۱۹۷۳)، «از حاشیه امپراتوری» (۱۹۷۷) و «چگونه با یک ماهی سالمون سفر کنیم» (۱۹۹۲) گردآوری شده اند. این آثار بازتابی از دیدگاه های شوخ طبعانه او درباره موضوعاتی متنوع از جمله نظامی گری، اصطلاحات رایانه ای، فیلم های وسترن، غذاهای هواپیما، کتابداران، قطارهای آم ترک، قهوه نامطلوب، ارسال سریع نامه، دستگاه های فکس، فیلم های پورنو و هواداران فوتبال است.
فعالیت های نشانه شناسی و فرهنگی اومبرتو اکو

از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۷۵، اومبرتو اکو به عنوان ویراستار ارشد بخش غیرداستانی در انتشارات بومپیانی در میلان فعالیت می کرد. از سال ۱۹۷۹ نیز به عنوان نایب رئیس انجمن بین المللی مطالعات نشانه شناسی خدمت کرد و مجله «ورزوس: دفترچه مطالعات نشانه شناسی» را تأسیس و سردبیری نمود.
اگرچه اکو مطالعات متعددی درباره رسانه های جمعی و فرهنگ معاصر ارائه داد، اما همواره به دنیای قرون وسطی علاقه مند بود. او مطالعه ای درباره توسعه زیبایی شناسی در قرون وسطی (۱۹۶۹) و تحلیلی از نسخه خطی «بئاتو دی لیبانا» (۱۹۷۳) منتشر کرد. در کتاب «هنر و زیبایی در قرون وسطی» (۱۹۸۶) نوشت که دیدگاهی مبنی بر اینکه قرون وسطی دوره ای پرهیزگار و مخالف جهان حسی بوده، نادرست است و نشان دهنده سوء تفاهمی عمیق نسبت به ذهنیت قرون وسطایی است. همچنین برای آشنایی بیشتر با آثار اکو می توانید مقاله درباره رمان دلدادگان نوشته اومبرتواکو را مطالعه کنید.
اومبرتو اکو جوایز متعددی دریافت نمود، از جمله جایزه استرگا، جایزه ویارگیو و جایزه مدیسیس. همچنین مدرک های افتخاری متعددی از دانشگاه های مختلف داشت. او با رناته رامگه، هنرمند گرافیک آلمانی، ازدواج کرد که در ترجمه کتاب «آونگ فوکو» به زبان آلمانی به او کمک کرد. اکو در تاریخ ۱۹ فوریه ۲۰۱۶ در سن ۸۴ سالگی بر اثر بیماری سرطان درگذشت.
دیدگاه های فلسفی و آثار برجسته اکو
اومبرتو اکو در آثار خود به مسائل فلسفی، زیبایی شناسی و زبان شناسی پرداخت و یکی از برجسته ترین آثارش کتاب «کانت و پلاتی پوس» (۱۹۹۷) است که در آن رابطه میان ادراک انسان از جهان و توانایی های شناختی و زبانی را بررسی می کند. به باور او، توصیف های ما از جهان همواره از دیدگاهی خاص شکل می گیرد و زبان ابزاری برای پرسش از هستی است که همواره چیزی از پیش داده شده را بازمی یابد.
اکو معتقد بود که زبان شاعران به ما اجازه می دهد نگاهی گذرا به آنچه فراتر از محدودیت های هستی است داشته باشیم. او بسیاری از اصول نظریه ساختارگرایی کلود لوی استروس و رومن یاکوبسون را پذیرفت، اما در آثارش نظیر «اثر باز» و «لکتور این فابولا» نقدهایی به این دیدگاه ها وارد کرد و نشان داد که معنا صرفاً محصول ساختار نیست.
او نشانه شناسی را علمی دانست که به بررسی هر آنچه در معرض دروغ و تحریف است می پردازد و معتقد بود که این علم می تواند تحریف های کمدی یا تراژیک را نیز تحلیل کند. نوشته های او ترکیبی از تأملات علمی و شخصی است و همواره از هر دو جریان فرهنگ نخبه گرا و فرهنگ عامه پسند بدون نقد فاصله گرفت.
آثار ادبی و رمان های اکو

اثر کتاب رمان «نام گل سرخ» اکو در صومعه ای در قرن چهاردهم ایتالیا رخ می دهد، جایی که قدرت زندگی و مرگ در دست دستگاه محاکمه روحانی قرار دارد. فرقه ای جداشده به نام فراتیکلی، تهدیدی برای ثروت و نفوذ سیاسی کلیسا هستند. ویلیام باسکرویل به همراه شاگردش ادسو تلاش می کنند ثابت کنند که مجموعه ای از قتل ها کار شیطان نیست. آن ها درمی یابند که کتابدار نابینایی به نام خورخه د بورگوس، که به نویسنده آرژانتینی خورخه لوئیس بورخس ادای احترام کرده است، پشت پرده قتل ها قرار دارد و از نسخه گمشده کتاب ارسطو درباره کمدی محافظت می کند. در پایان، کتابخانه و صومعه در آتش می سوزند و نسخه گمشده ناپدید می شود.
موفقیت جهانی این رمان برای اومبرتو اکو تعجب آور بود، زیرا او معتقد بود چنین اثر فکری و پیچیده ای کمتر مورد توجه عموم قرار می گیرد. این کتاب در سال ۱۹۸۱ دو جایزه ادبی معتبر ایتالیا، یعنی جایزه ویارگیو و جایزه استرگا، را دریافت کرد.
رمان دوم اکو، «آونگ فوکو» (۱۹۸۸)، ترکیبی از داستان کارآگاهی، فلسفه، فیزیک و تحلیل بازیگوشانه جنون و حکمت است که تاریخ بشریت را در بر می گیرد. این رمان به نظریه های توطئه ای مانند جام مقدس، فرقه رزاکروس، هرم بزرگ، فراماسون ها و پروتکل های صهیونیستی می پردازد و اکو بعدها این موضوعات را در رمان «گورستان پراگ» (۲۰۱۰) گسترش داد.





