ادبیات پست مدرن نوعی از ادبیات است که با ویژگی ها و تکنیک های خاص خود از جمله روایت غیرقابل اعتماد، خودبازتابی، فراداستان (متافیکشن) و بینامتنی گری شناخته می شود و اغلب به موضوعات تاریخی، سیاسی و فرهنگی می پردازد. این سبک ادبی در دهه ۱۹۶۰ میلادی در ایالات متحده آغاز شد و به سرعت تاثیر گسترده ای بر جهان ادبیات گذاشت. نویسندگانی چون کورت ونگات، توماس پینچون، فیلیپ کی. دیک و کتی آکر از پیشگامان این جنبش به شمار می آیند. ادبیات پست مدرن علاوه بر ساختارهای پیچیده و روایت های غیرخطی، عمدتاً قدرت، اقتدار و روایت های سنتی را به چالش می کشد و به نوعی بازتاب تغییرات فرهنگی و سیاسی دهه ۱۹۶۰ و پس از آن می باشد. بنابراین، این ادبیات بخشی از پست مدرنیسم فرهنگی است که به تنوع صداها، پیچیدگی معنا و پایان دادن به قطعیت های مطلق می پردازد.

تاریخ ادبیات پست مدرن

جیمز جویس / انتشارات دیارنامگ
جیمز جویس / انتشارات دیارنامگ

شروع دقیق ادبیات در پست مدرنیسم تاریخ مشخصی ندارد، اما بسیاری سال ۱۹۴۱، سال مرگ جیمز جویس و ویرجینیا وولف را به عنوان نقطه آغازی تقریبی می دانند. چند سال بعد، در دهه ۱۹۶۰، آثاری که ویژگی های پست مدرن داشتند، به طور گسترده تری شناخته شدند. برای مثال، رمان «افسر سوم» اثر فلان اوبرایان یکی از نخستین آثار این سبک است که اوایل ناشناخته ماند اما سپس به رسمیت شناخته شد. پیشوند «پست» در پست مدرنیسم، به معنای یک دوره مستقل نیست، بلکه واکنشی به مدرنیسم پس از جنگ جهانی دوم است که به خاطر فجایع انسانی آن دوران، مثل هولوکاست و جنگ سرد، نیاز به رویکرد و تفکری نو داشت. جنبش هایی مانند دادگری و سوررئالیسم نیز پیش زمینه مهمی برای شکل گیری ادبیات در پست مدرن بوده اند.

این جنبش ها با به چالش کشیدن مفاهیم سنتی هنر، الهام بخش تکنیک های جدیدی در ادبیات شدند. مهم ترین آن ها شامل بازی با ساختار روایت و تاکید بر تصادف و هجو بود. نویسندگانی چون ساموئل بکت و جوزف لوئیس بورخس از جمله پیشگامان ادبیات پست مدرن محسوب می شوند که در قالب آثارشان مرز بین مدرنیسم و پست مدرنیسم را مشخص کردند. برای نمونه، در آثار بکت شخصیت ها در موقعیت هایی بی پایان گرفتار شده اند و هیچ راه بیرونی از آن وضعیت برایشان وجود ندارد که این خود بازتاب بحران های فلسفی و اجتماعی دوران است.

مقایسه ادبیات مدرن و پست مدرن

ادبیات در پست مدرنیسم را می توان نقطه گسست و واکنشی به ادبیات مدرن دانست. هر دو رویکرد به ذهنیت، تجربه های درونی و تجزیه ساختار توجه دارند، اما تفاوت اساسی در نحوه برخورد آن ها با آشوب و معنا است. در ادبیات مدرن، هنرمند اغلب تلاش می کند تعارضات درونی و بحران ها را حل یا دست کم پاسخگو باشد؛ اما در پست مدرن بازیگوشی و پذیرش آشوب را محور قرار داده و بر این باور است که معنای واحد، قطعیت یا نتیجه ای قطعی وجود ندارد. برای مثال، اثر «زمین بایر» از تی. اس. الیوت، تجزیه و آشفتگی در مدرنیسم را نمایش می دهد که نیاز به حل دارد؛ در حالی که در آثار پست مدرن، همچون «فینیگان بیدار» جیمز جویس، آشوب و چندصدایی به عنوان یک وضعیت بنیادی و نا پذیرش پذیرفتنی مطرح می شود.

همچنین ادبیات پست مدرن نسبت به ادبیات مدرن از طنز، کنایه و بازی های زبانی به طور گسترده تری بهره می برد و مرزهای سنتی روایت و شخصیت پردازی را فراتر می گذارد. در واقع، پست مدرن به جای جست وجوی پاسخ های نهایی، سوالات را بیشتر می کند و به هنگامی که نظم و واقعیت دچار تردید می شود، خود را بیشتر می نمایاند.

موضوعات در ادبیات پست مدرن

ادبیات کلاسیک / انتشارات دیارنامگ
ادبیات کلاسیک / انتشارات دیارنامگ

ادبیات پست مدرن با موضوعات و شیوه هایی خاص شناخته می شود که به آن هویت ویژه ای می بخشد. مهم ترین این شیوه ها عبارتند از:

  • طنز سیاه، بازیگوشی و کنایه: آثار پست مدرن به ویژه در نوشته های جان بارت، جوزف هلر و کورت ونگات، طنز تلخ و بازیگوشی قابل توجهی دارند که باعث می شود موضوعات جدی با رویکردی متفاوت و گاه انتقادی بازنمایی شوند.
  • بینامتنی گری: ارتباط و ارجاع آثار به یکدیگر و همچنین آثاری از ادبیات کلاسیک و عامیانه، نمونه ای از این ویژگی است. به عنوان مثال، در آثار کتی آکر و پل آستر، می توان ارجاعات ممتدی به رمان «دون کیشوت» را مشاهده کرد که به تعمق و پیچیدگی موثر در متن می افزاید.
  • پاستیچ: تلفیق سبک ها و ژانرهای مختلف که گاه به شکل ستایش و گاه به شیوه هجو و نقد صورت می گیرد.
  • فراداستان یا متافیکشن: این سبک بر آگاهی خود اثر از فرآیند نوشتن تاکید دارد و به اصطلاح، خود داستان درباره خودش می نویسد که باعث از بین رفتن توهم واقعیت و خودآگاهی خواننده می شود. ایتالو کالوینو و کورت ونگات نمونه های جالبی از این شیوه هستند.
  • فراترنوشت تاریخ: آثاری که تاریخ را بازنگری و بازآفرینی می کنند و وقایع و شخصیت های تاریخی را به داستان های تخیلی تبدیل می نمایند، مانند نوشته های گابریل گارسیا مارکز و توماس پینچون.
  • رئالیسم جادویی: تلفیق واقعیت با عناصر ماورایی به گونه ای که این موضوعات فراواقعی به قواعد دنیای داستان افزوده می شوند و طبیعی جلوه می کنند؛ نمونه بارز آن آثار مارکز است.
  • پارانویا: حضور احساس توطئه و نظام های مخفی قدرت که مرزهای واقعیت و خیالات توطئه آمیز را در می نوردد.

دیدگاه ها و نگرش ها نسبت به ادبیات پست مدرنیسم

مطالعات و نگرش ها نسبت به ادبیات پست مدرن بسیار گسترده و متنوع است. جان بارت در نوشته هایش درباره «ادبیات فرسودگی» نشان می دهد که این ادبیات ترکیبی از عناصر مدرن و پیشامدرن است که به جای تکرار صرف، رویکردی نو می آفریند. جوزف هلر آن را بازتاب ناامیدی و آشفتگی های پس از جنگ جهانی دوم می داند و اشاره می کند که این آثار تجسمی از وضعیت پساعملکردی زمانه خود هستند.

نویسنده ایتالیایی امبرتو اکو آن را نوعی بازی با کدها و دوگانگی های معنایی توصیف می کند و بر اهمیت ارجاعات آگاهانه به منابع شناخته شده تاکید می کند. دیوید فاستر والاس نیز ظهور این ادبیات را همزمان با گسترش رسانه های جمعی و فرهنگ توده ای می داند که متون پست مدرن با ارجاعات متعدد به فرهنگ عمومی شکل می گیرند و خود را با رسانه ها تطبیق می دهند.

هانس-پیتر واگنر دو تعریف عمده از پست مدرنیسم را پیشنهاد می کند: یکی دوره ای پس از ۱۹۶۸ که شامل انواع مختلف روایت ها است و دیگری توصیف نویسندگانی که با استفاده از تکنیک های تجربی در دهه ۱۹۶۰ شروع به نوشتن کرده اند و این روند تا پایان قرن بیستم ادامه دارد.

آثار و کتاب های شاخص ادبیات پست مدرن

کتاب های ادبیات پست مدرن / انتشارات دیارنامگ
کتاب های ادبیات پست مدرن / انتشارات دیارنامگ

ادبیات پست مدرن گرچه به شکل رسمی به دهه ۱۹۶۰ بازمی گردد اما ریشه هایی در آثار کلاسیک تر دارد. برای مثال، رمان هایی مانند «دون کیشوت» اثر میگل د سروانتس و «تریسترام شاندي» لارنس استرن، نمونه هایی پیشرو در استفاده از تکنیک های پست مدرن به شمار می آیند. در قرن بیستم، آثاری چون «در جاده» جک کرواک و «لولیتا» ولادیمیر نابوکوف الهام بخش بسیاری از نویسندگان شدند.

در دهه های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، آثار برجسته ای مانند «چپ و راست پارادوکس» جوزف هلر، «کشتارگاه شماره پنج» کورت ونگات و «رنگین کمان جاذبه» توماس پینچون، اوج تاثیرگذاری پست مدرنیس در ادبیات بودند. این آثار با تکنیک های پیچیده، شیوه های روایت چندلایه و استفاده از طنز تلخ و کنایه به چالش کشیدن سنت ها پرداختند.

در قرن بیست و یکم، ادبیاتی همچون کتاب های دیو اگرز و جنیفر ایگان، که با فرم ها و موضوعات تازه جلوه گری می کنند، نشان دهنده توسعه مداوم ادبیات جهان در پست مدرنیسم هستند. این آثار نه تنها فرم های پست مدرن را تکرار می کنند بلکه آن ها را گسترش داده و بهبود می بخشند.

سوالات متداول درباره ادبیات در پست مدرنیسم

  1. ادبیات پست مدرن چیست؟ پست مدرنیسم در ادبیات، سبکی ادبی است که از فنون روایت غیرخطی، خودآگاهی متنی، طنز و بازیگوشی با فرم های نوشتاری استفاده می کند و اغلب مسائل تاریخی و سیاسی را به صورت پیچیده و چندلایه بررسی می کند.
  2. ویژگی های کلیدی ادبیات پست مدرن چیست؟ از ویژگی های بارز آن می توان به بینامتنی گری، فراداستان، استفاده از پارادوکس و کنایه، روایت های غیرقابل اعتماد، و نقد ساختارهای قدرت اشاره کرد.
  3. نویسندگان برجسته پست مدرن چه کسانی هستند؟ برخی نویسندگان مهم عبارتند از: کتی آکر، جوزف هلر، کورت ونگات، ساموئل بکت، توماس پینچون و فیلیپ کی. دیک.
  4. فرق ادبیات مدرن و پست مدرن در چیست؟مدرنیسم معمولاً به دنبال نوآوری، جست وجوی معنا و رفع بحران های درونی است؛ ولی پست مدرن به پذیرش آشوب، چندگانگی معنا و بازیافت عناصر مختلف فرهنگی و ادبی می پردازد.

ادبیات پست مدرن یکی از پیچیده ترین و در عین حال جذاب ترین دوره های ادبی است که با به چالش کشیدن مرزهای سنتی داستان سرایی، شکل تازه ای به هنر روایت بخشیده است. با فهم تاریخچه، ویژگی ها و برجسته ترین نویسندگان آن می توان نگاهی عمیق تر و دقیق تر به این وادی پررمز و راز داشت. این مقاله با هدف آشنایی جامع و دقیق مخاطبان با ادبیات پست مدرن نوشته شده است تا هم برای علاقه مندان به ادبیات و هم برای پژوهشگران این حوزه مفید باشد.

دسته‌های محصولات

دسته های مقالات

مقالات مشابه