اگر بخواهیم یک مسیر فکری را در ادبیات فرانسه به تصویر بکشیم، زندگینامه لوئی آراگون یکی از روشن ترین نمونه هاست. لوئی آراگون که در ۳ اکتبر ۱۸۹۷ به دنیا آمد و در ۲۴ دسامبر ۱۹۸۲ درگذشت، فقط یک شاعر مشهور نبود؛ بلکه از صداهای برجسته ی جنبش سوررئالیسم به شمار می رفت و در کنار آن، نقش پررنگی در جریان های فکری، اجتماعی و سیاسی قرن بیستم داشت. در سرگذشت لوئی آراگون، بارها می بینیم که هنر و ایده از هم جدا نمی شوند: سوررئالیسم در شعرها و نگاه او حضور دارد، اما همزمان، ردِ جنگ، بحران ها، و تعلق های سیاسی نیز در متن زندگی اش دیده می شود.

او همراه آندره برتون و فیلیپ سوپو، مجله سوررئالیستی Littérature را بنیان گذاشت و بعدها هم در نویسنده کتاب رمان ، سردبیر و چهره ی ادبی کمونیستی، شناخته شد. آراگون در بزنگاه های تاریخی تصمیم گرفت همان طور که شعر می نوشت، درباره ی جهان هم حرف بزند؛ گاهی با هم راهی، گاهی با مخالفت. همین ترکیبِ خیال و واقعیت باعث می شود مطالعه ی زندگی نامه لوئی آراگون برای مخاطب امروز هم جذاب بماند؛ چون زندگی او نمونه ای است از پیوند هنر با زمانه، و از این که چگونه یک شاعر می تواند هم زمان چند نقش را در خود جمع کند.

در این مقاله خواهیم خواند:

سرگذشت لوئی آراگون

اتفاقات مهم و سرگذشت زندگینامه لوئی آراگون در گذر زمان به شکل زیر بوده است:

  • لوئی آراگون در پاریس به دنیا آمد و او را مادرش و مادربزرگ مادری اش بزرگ کردند.
  • ناپدری او، لوئی آندریو، وقتی آراگون هفده ساله بود با مادرش ازدواج کرد. آراگون سال ها بعد از همین فاصله و بی اعتنایی تاثیر گرفت.
  • در ۱۹ سالگی برای خدمت در جنگ جهانی اول عازم شد.
  • از ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۴ درگیر دادائیسم بود و در ۱۹۲۴ به عنوان یکی از بنیان گذاران سوررئالیسم شناخته شد.
  • آراگون در دهه ۱۹۲۰ به حزب کمونیست فرانسه نزدیک شد و در ژانویه ۱۹۲۷ رسما به آن پیوست. برای کسب اطلاعات و جزییات بیشتر درباره کمونیست می توانید کتاب آریان پور و جامعه شناسی مارکسیستی را مطالعه نمایید.
  • از ۱۹۳۳ برای روزنامه حزب، L’Humanité نوشت و تا پایان عمر عضو باقی ماند.
  • در ۱۹۳۵ با آندره برتون اختلاف پیدا کرد؛ زمانی که برتون می خواست از یک فرصت برای دفاع از یک نویسنده درگیر در فضای سیاسی استفاده کند.
  • در ۱۹۵۶ پس از محکوم شدن «پرستش شخصیت» استالین، نگاه او نسبت به اتحاد شوروی پیچیده تر شد و نقدهای جدی تری مطرح کرد.
  • او ترجمه The Hunting of the Snark را در ۱۹۲۹ منتشر کرد و نشان داد که در کنار سیاست، به ادبیات هم علاقه ی جدی ای دارد.
  • در دوره جنگ جهانی دوم فعالیت های زیرزمینی ادبی داشت و هم زمان در مسیر مقاومت دیده شد.
  • پس از جنگ، در چارچوب های فرهنگی و سیاسی فعال ماند؛ اما در دهه ۱۹۶۰ تلاش کرد در برابر پیامدهای سیاست های شوروی بیشتر مقاومت کند.
  • آراگون در ۲۴ دسامبر ۱۹۸۲ زمانیکه دوستش ژان رستان بالای سرش بود درگذشت.

فعالیت های ادبی و سیاسی لوئی آراگون

زندگینامه لوئی آراگون - فعالیت ها / انتشارات دیارنامگ
زندگینامه لوئی آراگون – فعالیت ها / انتشارات دیارنامگ

در این بخش از زندگینامه لوئی آراگون فعالیت های ادبی و سیاسی او را مرور میکنیم:

  • همکاری در پروژه های سوررئالیستی و بنیان گذاری فضای رسانه ای مرتبط، از جمله مجله سوررئالیستی Littérature
  • نوشتن شعرهای سیاسی و توجه به رسالت اجتماعی ادبیات
  • عضویت و فعالیت در چارچوب حزب کمونیست فرانسه و همکاری با روزنامه L’Humanité
  • کار در نقش دبیر-سردبیری مجله Commune و حضور در فضای روشنفکری ضد فاشیسم
  • مدیریت روزنامه عصرانه Ce soir در برهه ای از فعالیت های رسانه ای
  • فعالیت های زیرزمینی ادبی در دوران اشغال و مسیرهای مرتبط با مقاومت
  • همکاری در میدان نشر و مدیریت مؤسسه انتشاراتی Editeurs français réunis
  • جدی تر شدن نقدها نسبت به برخی پیامدهای سیاست های شوروی و بازتر شدن نگاه انتقادی

این اتفاقات نشان می دهد چرا سرگذشت لوئی آراگون فقط روایت یک شاعر نیست. او در هر دوره نقش تازه ای می گیرد و همین باعث می شود شخصیت ادبی اش کامل تر دیده شود.

یکی از جذابیت های زندگینامه لوئی آراگون این است که شخصیت او را نمی توان در یک برچسب محدود کرد. بله، جنگ و بحران های سیاسی در زندگی اش پررنگ است؛ اما کیفیت ادبی کار او صرفا روایت رخدادها نیست.

او حتی وقتی از سیاست حرف می زد هدفش تبلیغ صرف نبود. بیشتر وقت ها دنبال زبان مناسب برای شرایط سخت بود؛ زبانی که بتواند درد را منتقل کند و در همان حال امید را از میان تناقض ها بیرون بیاورد. همین ویژگی باعث می شود بیوگرافی لوئی آراگون برای مخاطب امروز به یک تجربه خواندنی تبدیل شود، نه صرفا یک گزارش تاریخی.

کتاب ها و آثار لوئی آراگون

رمانها و داستانهای کوتاه

  • آنتیکه یا پانوراما، ۱۹۲۱
  • ماجراهای تلماکوس، ۱۹۲۲
  • لذت گرایی (Le Libertinage)، ۱۹۲۴
  • دهقان پاریس (Le Paysan de Paris)، ۱۹۲۶
  • کند ایرن (Le Con d’Irène)، ۱۹۲۷
  • ناقوس های بازل (Les Cloches de Bâle)، ۱۹۳۴
  • محله های زیبا (Les Beaux Quartiers)، ۱۹۳۶
  • مسافران امپریال (Les Voyageurs de l’Impériale)، ۱۹۴۲
  • اورلین (Aurélien)، ۱۹۴۴
  • بندگی و شکوه فرانسوی ها؛ صحنه هایی از سال های هولناک، ۱۹۴۵
  • کمونیست ها، ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۱ و ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۷
  • هفته مقدس (La Semaine Sainte)، ۱۹۵۸
  • دیوانه السا (Le Fou d’Elsa)، ۱۹۶۳
  • قتل (La Mise à mort)، ۱۹۶۵
  • بلانش یا فراموشی (Blanche ou l’oubli)، ۱۹۶۷
  • آنری ماتیس: رمان (Henri Matisse)، ۱۹۷۱
  • نمایش/رمان (Théâtre/Roman)، ۱۹۷۴
  • دروغ راست نما (Le Mentir-vrai)، ۱۹۸۰
  • دفاع از بی نهایت (La Défense de l’infini)، ۱۹۸۶
  • ماجراهای ژان فوت ر لا بیته، ۱۹۸۶

اشعار لوئی آراگون

  • موزه گریون (Le Musée Grévin)
  • گل رز و رز یاسی، (سال مشخص نشده)
  • آتش شادی (Feu de joie)، ۱۹۱۹
  • حرکت جاودانه (Le Mouvement perpétuel)، ۱۹۲۶
  • شکوه بزرگ شادی (La Grande Gaîté)، ۱۹۲۹
  • آزارپذیر/آزاردهنده (Persécuté persécuteur)، ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۱
  • هورا برای اورال (Hourra l’Oural)، ۱۹۳۴
  • قلب شکسته (Le Crève-Cœur)، ۱۹۴۱
  • نیایش برای السا (Cantique à Elsa)، ۱۹۴۲
  • چشم های السا (Les Yeux d’Elsa)، ۱۹۴۲
  • برکلیاند (Brocéliande)، ۱۹۴۲
  • موزه گریون (Le Musée Grevin)، ۱۹۴۳
  • شکایت رابرت دیابل (Complainte de Robert le Diable)، ۱۹۴۵
  • دیانای فرانسوی (La Diane française)، ۱۹۴۵
  • سرزمین ناشناس در سرزمین خودم، ۱۹۴۵
  • قلب شکسته تازه (Le Nouveau Crève-Cœur)، ۱۹۴۸
  • رمان ناتمام (Le Roman inachevé)، ۱۹۵۶
  • السا (Elsa)، ۱۹۵۹
  • شاعران (Les Poètes)، ۱۹۶۰
  • دیوانه السا (Le Fou d’Elsa)، ۱۹۶۳
  • پاریس برای من جز پاریسِ السا نیست (Il ne m’est Paris que d’Elsa)، ۱۹۶۴
  • اتاق ها: شعر زمانِ نگذرا (Les Chambres)، ۱۹۶۹
  • اقامتگاه مَلکین (Demeure de Malkine)، ۱۹۷۰

همچنین کتاب همکار نیز به عنوان مجموعه داستانهای کوتاه از این نویسنده در انتشارات دیارنامگ منتشر شده است.

پرسش های متداول درباره لوئی آراگون

کتاب همکار نوشته لوئی آراگون / انتشارات دیارنامگ
کتاب همکار نوشته لوئی آراگون / انتشارات دیارنامگ
  1. سبک نوشتاری لوئی آراگون چگونه بود؟ سبک نوشتاری لوئی آراگون ابتدا بیشتر با فضای سوررئالیسم شناخته می شد و در آثارش از روش های نوآورانه برای ترکیب خیال، روایت و جستار استفاده می کرد. بعدها نیز با حضور در میدان سیاسی و رسانه ای، نثر و شعر او فرم های جدی تری پیدا کرد. در واقع در مطالعه زندگینامه لوئی آراگون، می بینیم سبک او مدام میان تصویر، گفتار و دغدغه حرکت می کند و در یک قالب ثابت و بسته باقی نمی ماند.
  2. لوئی آراگون کجا به خاک سپرده شده است؟ لوئی آراگون در ۲۴ دسامبر ۱۹۸۲ درگذشت. بنابر گزارش ها پیکر او در باغ Moulin de Villeneuve واقع در ملک شخصی اش در Saint-Arnoult-en-Yvelines و در کنار همسرش Elsa Triolet به خاک سپرده شد.

وقتی زندگی نامه لوئی آراگون را می خوانید، فقط با یک شاعر ادبیات کلاسیک طرف نیستید؛ بلکه با انسانی روبه رو می شوید که در گره های تاریخی تصمیم می گیرد چگونه زندگی کند، بنویسد و حتی نقد کند. در سرگذشت لوئی آراگون، سوررئالیسم آغاز راه است، سیاست و جنگ مسیر را تغییر می دهند، و بازگشت های دوباره به ریشه های هنری نشان می دهد آراگون فقط تابع زمانه نبود؛ زمانه را هم در متن آثارش بازآفرینی می کرد.

آخرین مقالات

جهانگیر آموزگار-انتشارات دیارنامگ

زندگینامه جهانگیر آموزگار

لافکادیو هرن / انتشارات دیارنامگ

زندگینامه لافکادیو هرن

زندگینامه هما هودفر / انتشارات دیارنامگ

زندگینامه هما هودفر

نقد و بررسی فیلم فارست گامپ / انتشارات دیارنامگ

دومین جلسه نمایش، نقد و بررسی فیلم فارست گامپ برگزار شد

بیست و دومین جلسه کتابخوانی / انتشارات دیارنامگ

بیست و دومین جلسه کتابخوانی انتشارات دیارنامگ

مقالات مشابه